مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢٦٩ - نكوهش دنيا
ثروتت برگردند، و تو در گرو اعمالت بمانى! يكى از بزرگان به پادشاهى گفت: سزاوارتر از همه مردم به نكوهش دنيا و دشمنترين مردم نسبت به دنيا آن كسى است كه دستش به نعمت دنيا باز بوده و به خواستههايش رسيده است، زيرا او منتظر آفتى است كه به مالش برسد، و او نيازمند شود، و يا بر جمعيّت او برسد، و پراكنده سازد، و يا به قدرت او برسد، و اركان قدرت او را از بيخ و بن بركند، و يا بر تن او برسد و بيمار سازد، و يا به مصيبت يكى از دوستانش گرفتار شود كه نمىخواست دچار شود، پس دنيا سزاوارتر از هر چيز به نكوهش است كه آنچه داده، پس مىگيرد، و به آنچه بخشيده، باز مىگردد، در آن بين كه دنيادار خندان است دنيا هم به او مىخندد، و آن وقت كه دنيا به حال او گريان است، ناگاه بر ماتم او مىگريد، و آنگاه كه دنيا دست شخص را به بخشندگى باز مىگذارد، ناگاه آهنگ بازگشت از او را مىكند، امروز افسرى بر سرش مىنهد، و فردا بينيش را به خاك مىسايد، بىتفاوت است كسى برود، يا بماند، مانده را جايگزين رفته مىبيند، و هر كدام را به جاى ديگرى مىپذيرد.
حسن بصرى به عمر بن عبد العزيز نوشت: امّا بعد، دنيا سراى رفتن است، نه سراى ماندن و حضرت آدم به عنوان مجازات به دنيا فرود آورده شد، پس، از دنيا بر حذر باش اى امير المؤمنين! زيرا كه توشه دنيا، ترك دنيا است، و بىنيازى از دنيا، در نيازمندى است، دنيا هر لحظه كشتهاى بجا مىگذارد، هر كه را عزّت داده است، خوار مىسازد، و هر جمعى را پراكنده مىكند. دنيا چون زهرى است كه هر كه نمىشناسد، آن را مىخورد، و باعث قتل اوست. تو در دنيا همچون كسى باش، كه زخم خود را معالجه مىكند، اندكى پرهيز مىكند كه مبادا ناراحتيش طولانى شود، و بر سختى معالجه مقاومت مىكند، از ترس اين كه مبادا بيماريش طول بكشد بنا بر اين از اين دنياى فريبكار، حيلهگر بترس كه با نيرنگ خود را آراسته و با فريبكاريش كسانى را كشته و با آرمانهايش فريفته، و