مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٠١ - راستى و صداقت و خشم و غضب براى خدا
از على (ع) نقل كردهاند كه، چه بسا نعمتهاى الهى كه در رگ ساكن از بدن موجود است! (٦) ابن سماك مىگويد: اى كسى كه به تندرستى و نشاط خود مغرورى، آيا نمىدانى كه روانها هر صبح و شام با مرگ و مردن روبرو است. از تمام مردم، محاسبه آن كسى دشوارتر است، كه تندرست و آسوده باشد. هر گاه نان بدون خورش خود را خوردى، به ياد تندرستى باش و آن را خورش خود قرار ده! قبيصة بن ذوب، مىگويد، ما صداى عبد الملك بن مروان را- موقعى كه بيمار بود- از پشت در حجره مىشنيديم كه مىگفت: اى صاحبان نعمت، هيچ نعمتى را با وجود سلامتى، نعمت نشماريد.
و نيز نقل كردهاند وقتى كه عبد الملك در حال احتضار بود، دستور داد او را بالاى بلندترين بام كاخش بردند، خطاب به دنيا، گفت: اى دنيا چه خوشبويى! اى كسانى كه تندرستيد، هيچ چيز را جداى از عافيت و تندرستى به حساب نياوريد، هر گاه روان انسان، در سلامتى و آسايش باشد، آب نوشيدنى بدبو و بدطعم نمىشود! به يكى از دانشمندان گفتند: تو نيز اگر تحرّكى داشتى، در خاطرهها مىماندى، چنان كه ديگران ماندند.
يكى از بزرگان گويد: چون كارهاى مهم و برجسته را ديدم كه در گرو خطرهاست، گفتم مبادا تندرستى را از دست بدهم، به گمنامى و گوشهگيرى بسنده كردم.
پيامبر ٦ فرمود: «هر كه فقير و عيالوار نباشد، ولى راه درخواست از ديگران را به روى خود بگشايد، خداوند درى، پيش بينى نشده از تنگدستى به روى او بگشايد.» (٧) ثوبان نقل مىكند: پيامبر خدا ٦ فرمود: «هر كس يك صفت مرا پذيرا باشد، من بهشت را براى او مىطلبم».