مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٠٣ - راستى و صداقت و خشم و غضب براى خدا
و او قادر بر انجام درخواست او نبود، پس به وى گفت: آيا با همين زبان دو خليفه را پشت سر نهادى؟ جواب داد: اى ابو عباد من عادت داشتم كه ديگران از من درخواست كنند و عادت نكرده بودم كه من از ديگران درخواستى بكنم.
از پيامبر ٦ نقل كردهاند: «هيچ ظرفى را آدميزاد، پرنكرده است بدتر از شكم، پس شخص از خوراكش به مقدارى كه باعث بقاى نسل است بسنده كند امّا در صورتى كه فرزند آدم قناعت كند، نان، آب و نفس به نسبت، يك سوم، كافى است» (١٠) و از آن گرامى است: «هر كس خوراكش كم باشد، شكمش سالم، و قلبش صاف خواهد بود و هر كس خوراكش زياد باشد، شكمش مريض و سختدل خواهد بود.» (١١) و از آن حضرت ٦ نقل كردهاند: «دلهاتان را به زيادى خوردن و آشاميدن نميرانيد! زيرا دل مانند زراعت، وقتى كه آب زياد بخورد، مىميرد و فاسد مىشود.» (١٢) عوف بن ابى جحيفه از پدرش نقل مىكند: روزى آب گوشت و گوشت چربى را خوردم، آنگاه خدمت رسول خدا ٦ رسيدم، در حالى كه آروغ مىزدم، پيامبر ٦ فرمود: «اى ابو جحيفة! جلو آروغت را نگهدار! زيرا پرخورترين شما در دنيا، گرسنهترين شما در آخرت است.» (١٣) عوف گويد: پس از آن ابو جحيفه هيچ گاه از خوراك پرخورى نكرد تا خداوند او را از دنيا برد.
على (ع) خرمايى از بدترين خرماها را ميل كرد، و روى آن مقدارى آب نوشيد، و با دست روى شكمش زد و فرمود: «هر كس آتش ميان شكمش جا دهد، خداوند او را از رحمتش دور سازد.» (١٤) يكى از بزرگان مىگويد: من اقوامى را ديدهام كه هيچ كدام جز به مقدار گوشهاى از شكمش غذا نمىخورد، هيچ فردى از آنها از خوراكى سير نشد تا اينكه از دنيا رفت، وقتى كه غذا مىخورد، نزديك سيرى مىرسيد، از غذا دست