إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٧٣ - باب چهل و هشتم در ستايش فقر و سرانجام كار
بگو گناهى است كه بزودى مجازاتش خواهد رسيد.
بعد نگاه كن در داستان و صفات پيامبران و آنچه كه در شرح حال آنانست از قبيل تنگدستى در زندگى، اين موسى كليم خداست كه خدا او را براى وحى خود انتخاب كرده آنقدر از علفهاى بيابان بجاى غذا خورد كه از پوست بدنش اثر سبزى آنها پيداست و بدن بر اثر رياضت لاغر و نحيف است.
و آنچه كه از خدا خواست هنگامى كه زير سايهى درخت رفت[١] و عرضكرد «رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ»[٢] پروردگار من براى آنچه كه از خير بسوى من فرستادى نيازمندم او را نانى نبود كه بخورد حالش چنين بود كه سبزيهاى زمين را ميخورد و روايت شده كه موسى روزى عرضكرد پروردگارا همانا من گرسنهام خطاب رسيد من بگرسنگى تو آگاهم عرضكرد پروردگارا مرا غذا بده فرمود تا ارادهى من كى تعلق بگيرد بغذا دادن تو.
و روايت شده وحى بموسى رسيد كه اى موسى فقير و بينوا كسى است كه مانند من روزى رسانى نداشته باشد، مريض آن كس باشد كه پزشك و طبيبى مانند من نداشته باشد، غريب و دور از وطن آن كس باشد كه مانند من مونس و دوستى نداشته باشد.
اى موسى خوشنود شو به تكهاى از نان جو كه جلو گرسنگى
[١] اشاره بوقتى است كه براى دختران شعيب در مدين آب كشيد و خسته شد سپس رفت در سايهاى نشست در حالتى كه گرسنه بود از خدا چيزى خواست كه سد جوع كند- مترجم.
[٢] قصص ٢٤.