إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٢ - باب سيزدهم سبقت در عمل
هزار فرشته جهنم را بكشند و بصحراى محشر آورند سپس مردمان دريابند گرمى و شراره آن را از فاصله يكماه راه كه با مركب تندروى طى شود شراره آتش پر درآورد و پرواز كند و بالا رود.
پس هر گاه بصحراى محشر نزديك شود تير مىاندازد از آن شراره مانند تيرى كه هدفى ندارد يا بهدف نميرسد پس بجا نمىماند در آن روز پيغمبرى و نه وصى پيغمبرى و نه شهيدى مگر اين كه بزانو درآيد و غير از پيامبران كه ديگر از مردم باشند برو مىافتند و تمام فرياد مىزنند پروردگارا ما را نجات ده مگر تو اى پيغمبر خدا زيرا كه تو ايستادهاى مىگوئى پروردگارا من و فرزندانم و شيعيانم و دوستان فرزندانم را نجات بده.
پس پيغمبر از خدا ميخواهد كه جهنم از ايشان دور شود سپس خداى تعالى فرمان ميدهد بمأمورين جهنم كه دوزخ را بجاى خويش برگردانند و اين كلام در تفسير كلام خداى تعالى است كه در سوره فجر ميفرمايد: وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى[١] و چنين روزى جهنم آورده شود كه پند بگيرد انسان و كجا پند گرفتن در چنين روزى براى او سودمند است؟
مراد از آن روز روز رستاخيز است و مراد از تذكر يعنى فرزند آدم بياد گناهانش مىافتد و پشيمان مىشود از آنچه را كه پيش فرستاده كه روز قيامت بر ضررش تمام شده و گفته خداى تعالى كه ميفرمايد و كجا پند گرفتن براى او سودى دارد روز قيامت است زيرا كه
[١] فجر ٢٣.