إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٥ - باب سى و چهارم - در قناعت است
و چنين آمده در قرآن كريم «فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي- مَسْغَبَةٍ[١] آزاد كردن بنده يا غذا دادن در روز گرسنگى گفته است آزاد كردن بنده را از حرص و طمع هر كس قناعت كند عزت را بر ذلّت و آسايش را بر ناراحتى اختيار كرده.
و روايت شده كه حضرت داود عرضكرد: پروردگارا ميخواهم هم نشينم را در بهشت بدانم كه كيست؟ پس خدا باو وحى فرستاد كه همنشين تو در بهشت متى پدر حضرت يونس پيغمبر است سپس از پروردگار اجازهى ملاقات با او را خواست خدا هم باو اجازه داد داود دست پسرش حضرت سليمان را گرفت تا آنكه بمنزل متى رسيدند ديدند كه او را در يك خانهاى از نى است از او پرسيدند در كجاست گفته شد كه در بازار هيزم فروشان هيزمشكنى ميكند و ميفروشد.
داود و سليمان نشستند در انتظار متى ناگاه ديدند مىآيد پشتهى هيزمى بر سر دارد هيزم را بزمين افكند بعد حمد خدا كرد و بعد هم گفت كيست كه از من بخرد جنس پاكيزهاى را بپول پاكيزهاى سپس يكنفر قيمت گذارد و ديگرى هم خريد سليمان و داود باو نزديك شدند سلام كردند او گفت بفرمائيد منزل برويم.
روانه شديم با پول هيزم قدرى گندم خريد گندمها را با آسياب دستى آرد كرد بعد در ميان تقارى خمير نمود سپس آتش تنور را روشن كرد نان پخت و نانها را حاضر كرد قدرى نمك آورد و ظرف آبى دو زانو در مقابل سفره نشست لقمهى اول را برداشت در دهان گذارد
[١] بلد ١٢.