إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٦١ - باب پنجاه و سوم چگونگى خرد
زنده عاقل و خردمند است.
و نيز رسول خدا فرمود: خردمندتريرين مردم با فضيلتترين مردم است و هر كس عقل او غلبه نداشته باشد كارهاى نيكش كمتر است و هر چيزى كه فراوان باشد پائين مىآيد مگر عقل كه هر چه زياد شود بالا ميرود و عقل درست آنست كه از او بهشت بدست آيد خردمند با خردمند تماس گيرد نادان با نادان رفت و آمد كند و نيكو گفته است شاعر درين باب
|
اذا لم يكن للمرء عقل يزينه |
و لم يك ذا رأي سديد و لا ادب |
|
|
فما هو الا ذو قوائم اربع |
و ان كان ذا مال كثير و ذا حسب |
|
هر گاه مرد عقلى نداشت كه او را آرايش دهد و صاحب رأى محكم و ادب نبود او جز يك چهار پا نيست اگر چه مال فراوان داشته باشد و صاحب حسب باشد.
و فرمود كه هر گاه خداوند بخواهد بندهاى را خوار كند علم و ادب را از او دريغ دارد و هميشه مرد در صحت و درستى عقل است مادامى كه مسكر و مستكنندهاى نياشاميده و داراى جوانمردى است تا آنگاه كه خطاها و لغزشها از او سر نزده و در امانت دارى درست است مادامى كه امانتى را نپذيرفته و سفارشى را قبول نكرده و داراى فضيلتى است مادامى كه امامت و پيشوائى گروهى را بعهده نگرفته يا بالاى منبر نرفته و شريفترين مردم علما و دانشمندانند و بزرگترين مردم پرهيزكارانند و پادشاهشان پارسايانند و گفتار احمقانه دلالت بر كمى عقل دارد.