إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٢ - باب بيست و هشتم - ترس از خدا
و هر كس كه خطا و لغزش او زياد باشد بيهودهگوئيش بسيار است و هر كه چنين باشد دروغش فراوانست و هر كس دروغ زياد داشت گناهش بسيار است آنكه گناهش فراوانست آتش بر او سزاوارتر است و خداى تعالى بواسطه زيان فراوان زبان او را بچهار چيز پنهان كرده بدو لب و دو دندان و بعضى از دانشمندان گفتهاند كه همانا خداى براى انسان يك زبان و دو گوش و دو چشم آفريده تا اينكه بيشتر به بيند و بشنود و كمتر بگويد و روايت شد كه سكوت ميراث حكمت است.
باب بيست و هشتم- ترس از خدا
و روايت شده كه حضرت ابراهيم هنگامى كه در نماز مىايستاد از خوف خدا صدائى از سينه او شنيده ميشد مانند صداى ديگى كه مىجوشد و سيد و بزرگ ما رسول خدا نيز چنين بود.
و حضرت امير المؤمنين ٧ چنين بود هر گاه ميفرمود:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»[١] صورتش تغيير ميكرد و رنگ مباركش زرد ميشد بطورى كه همه مىدانستند از خوف خدا اين حالت بوى دست داده و حضرت يك هزار بنده از دسترنج خود در راه خدا آزاد كرد كارش اين بود كه نهال درخت ميكاشت بعد ميفروخت و از پول آن بنده ميخريد و در راه خدا آزاد ميكرد و با همين حالت آنان را چيزى از مال خود مىبخشيد كه نيازى بمردم
[١] انعام ٧٩.