إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦٥ - باب پنجم ترك دنيا
بهرهمند كرديم.
و عارفى گفته است كه از كنار خرابهاى گذشتم سرم را داخل خرابه كردم و اين شعر را گفتم:
|
ناد ربّ الدار ذا المال الذى |
جمع الدنيا بحرص ما فعل |
|
صدا بزن صاحب خانه صاحب ثروتى كه گرد آورده است دنيا را با حرص و آز كه عاقبت چه كرد و چه شد.
صداى غيبى او را پاسخ داد:
|
كان في دار سواها داره |
عللته بالمنى حتى انتقل |
|
در خانهاى غير از دنيا خانهاش باشد مرگ او را منتقل بخانه آخرت كرد.
و قتاده در تفسير گفته خداى تعالى: وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ[١] گفته است كه داستانهاى عصرهاى گذشته و آن چه كه بايشان رسيده از خرابى خانهها و نابودى آثارها ميباشد و حضرت امام حسين ٧ عبور كردند بقصر اوس پرسيدند اين كاخ از كيست؟ عرض كردند از اوس است حضرت فرمود: دوست داشت اوس كه در آخرت براى او بجاى اين كاخ گرده نانى باشد.
و ابو العتاهية شعر گفته:
|
جمعوا فما أكلوا الذى جمعوا |
و بنوا مساكنهم فما سكنوا (١) |
|
|
و كأنهم كانوا بها ظعنا |
فما استراحوا ساعة ظعنوا (٢) |
|
١- مال دنيا را گرد آوردند ولى آنان كه جمع آورى كردند نخوردند و كاخها ساختند اما در آنها جايگزين نشدند.
[١] و گذشت پيش از اين عقوبتها.