إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٩٨ - باب پنجاهم يكتائى خداى تعالى
غير او ناتوانست و هر مالكى غير او رعيت است و هر استادى غير او شاگرد است و هر قادرى غير او عاجز است و هر شنوندهاى غير او را صداهاى بلند كرمى كند و صداى آهسته و دور را نمىشنود و هر بينائى غير از او از ديدن رنگهاى پنهان و جسمهاى لطيف كور مىشود و هر آشكارى غير او پنهان است و هر پنهانى غير او آشكار است و آفريدگانش را براى محكمى سلطنت و ترس از پيش آمدهاى روزگار نيافريده و از مشورت كسى كمك نخواسته و نه هم براى دفع شريك و ضد خود نيازمند به كمك است بلكه آفريدهايش پرورده نعمتهاى اويند و بندگان ذليل و خوارند.
و او در موجودات داخل نشده تا گفته شود كه او در آنهاست و از هيچ چيز دور نگشته تا گفته شود كه از آنها جداست و آفريدن موجودات براى او كار بزرگى نيست و نه هم تدبير امور و اصلاح آنها براى او مهم است و از آفرينش عاجز و ناتوان نيست و شبههاى هم در آنچه كه مقدر كند و حكم نمايد پيدا نميشود بلكه حكم و دانشش محكم است و پا بر جا و امرش ثابت و برقرار، بندگانش با اين همه نعمت كه ارزانى داشته از مجازاتش بيمناكند و از بلاهايش ايمنند.
ذعلب عرضكرد يا على پروردگارت را بچه شناختى؟ فرمود بفسخ تصميمها و ارادهها و به درهمشكنى همتها و فعاليتها هر گاه بر كارى تصميم گرفتم و همت گماشتم فاصله شد بين من و هدفم مهياى كارى شدم قضاى الهى با ارادهى من مخالفت كرد آنجا فهميدم آنكه مدبر است غير من است.
ذعلب عرضكرد پس نعمتهاى خدا را چگونه سپاسگزارى ميكنى فرمود من به بلائى نگاه ميكنم كه از من دور كرده و ديگرى را گرفتار