إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٦٦ - باب پنجاه و چهارم پرسشهاى پيغمبر
فرشهاى نرم منشين زيرا كه نفس سرچشمهى تمام شرور و رفيق تمام بديهاست تو او را بطرف بندگى خدا ميكشانى او ترا بسوى نافرمانى خدا ميبرد و در اطاعت خدا با تو مخالف ميكند و پيروى ترا در آنچه كه خوش ندارى ميكند و هر گاه سير شدى سركشى ميكند و زمانى كه گرسنه شدى شكايت مىنمايد و خشمگين مىشود هر گاه كه تهى دست شوى گردنكشى ميكند هر گاه بىنياز شوى فراموش ميكند هر گاه بزرگ شوى غافل مىشود و ايمن باشد و اين نفس رفيق شيطان است و مثل نفس مانند شتر مرغ است زياد ميخورد و پرواز نمىكند و مانند خرزهره است كه رنگ خوب و مزهى تلخ دارد.
يا احمد دنيا و اهلش را دشمن بدار آخرت و اهلش را دوست بدار عرضكرد اهل دنيا و آخرت كيست؟
فرمود اهل دنيا كسى است كه خندهاش زياد و خواب و خشمش فراوان باشد ولى راضى بقضاى الهى نيست بكسى كه بدى ميكند از او پوزش طلب نمىكند و اگر كسى هم از او پوزش طلبد نمىپذيرد هنگام اطاعت خدا كسل است و هنگام نافرمانى خدا قهرمانست آرزويش دور و دراز، مرگش نزديك. نفسش را بازجوئى نميكند، بهرهاش اندك و سخن گفتنش زياد، ترس و بيمش كم سرورش زياد است و همانا مردم دنيا سپاسگزار نيستند، بر گرفتاريها شكيبا نباشند مردم زياد در پيش آنان ناچيزند. خودستائى ميكنند بكارى كه انجام ندادهاند مردم را دعوت مىكنند بكردارى كه خودشان انجام نمىدهند سخنى را ميگويند كه خود تمام نمىكنند و ذكر مرا باندازهى ساير مردم