إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٤٣ - باب بيست و پنجم - ستايش گوشهنشينى
خردمندان فروتن ميگردند و حكيمان در شگفت آيند.
و روايت شده كه مردى از مادر اويس پرسيد اين حالت بزرگ را كه پيغمبر ستايش فرموده: و هيچ كس را چنين ستايش نكرده پسرت از كجا آورده در صورتى كه او پيغمبر را نديده گفت از كنارهگيرى ما، او هميشه فكر مىكرد و عبرت ميگرفت.
و حضرت فرموده كه خدا بموسى وحى فرستاد كه هر كس دوستى را دوست دارد باو انس ميگيرد و هر كس بدوستى انس گرفت گفتهى او را تصديق ميكند و بكردارش خوشنود مىشود و هر كس اطمينان بدوستى پيدا كرد باو اعتماد دارد و هر كس شوق ديدار دوستى را دارد كوشش مىكند خودش را باو برساند.
اى موسى ياد من براى ياد آورندگانست، زيارتم براى دل باختگانست، بهشتم براى اطاعتكنندگان است، من ويژهى دوستانم.
كعب الاحبار[١] گفته است: خدا به بعضى از پيامبران وحى فرستاد كه اگر ارادهى ديدن مرا فرداى قيامت دارى پس در دنيا غريب و غمگين باش مانند مرغى كه تنها در بيابان بىآبادى پرواز مىكند از برگها و ميوههاى درختان ميخورد چون شب فرا رسد بآشيانهى خود ميرود و مرغ ديگرى با او نيست و از مردم وحشت دارد تو هم از مردم وحشت داشته باش و انس بپروردگارت داشته باش.
و هر كس گوشهگيرى كرد انس به كنارهگيرى گرفت بخدا انس گرفته و سختى و صبر بر گوشهنشينى آسانتر است از عاقبت بد
[١] احبار جمع حبر است حبر عالم يهود را گويند.