إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٨ - باب بيست و نهم - اميدوارى به خدا
با اين حال باز هم ترسانست كه عملش قبول نمىشود و هر گاه خوف در دلش جا گرفت جاى شهواتهاى آن ميسوزد و از آن دل ميل بدنيا بيرون ميرود و بر صورتش نشانههاى اندوه و غم آشكار مىشود.
باب بيست و نهم- اميدوارى به خدا
از حضرت ابى عبد اللَّه ٧ روايت شده كه هر گاه يكى از شما اراده كند هر آنچه را كه از خدا بخواهد باو داده شود اميدش را بايد از مردم قطع كند تا بآن برسد هر گاه اين مطلب را فهميد از خدا هم چيزى طلب نمىكند مگر اينكه باو داده شود.
و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله فرمود كه جبرئيل گفته است كه خداى تعالى فرموده: بندهى من هر گاه مرا شناختى عبادت مرا كردى و اميدوار بمن بودى و كسى را با من شريك نساختى ترا مىآمرزم اگر چه گناهانت دنيا را پر كرده باشد منهم دنيا را براى تو پر از آمرزش ميكنم و باكى هم ندارم.
و حضرت رسول خدا فرمود: كه خداى عزّ و جل ميفرمايد:
كه از آتش بيرون شود هر كس كه باندازهى دانهاى ايمان در دلش باشد بعد مىفرمايد سوگند بعزت و جلالم كه قرار نخواهم داد ساعتى از شب و يا روز كسى را كه بمن ايمان آورده با كسى كه ايمان نياورده.
اصل اميدوارى گسترش دادن آرزو است در رحمت خدا و گمان خوب بخدا داشتن.