إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٦٥ - باب بيست و نهم - اميدوارى به خدا
مىروياند و در هر خوشهاى صد دانه است.
ولى يك گناه را يكى قرار داده و ثواب تصميم گرفتن به حسنه حسنهاى است اگر چه چيزى از آن تصميم را انجام ندهد ولى اگر تصميم گناه بگيرد گناه در نامهى عملش نوشته نميشود و توبهى از گناه را ثواب قرار داده و همانا خداى تعالى توبهكنندگان را دوست ميدارد اينها كه گفته شد همه دليل است كه خدا ما را آفريده تا بما سود رساند براى خلقت.
و از حضرت امام حسن عسكرى ٧ روايت شده كه ابا دلف يك درخت خرما صدقه داد كه سه هزار و شصت دانهى خرما داشت خداوند بعدد هر دانهى خرما يك قريه باو عنايت فرمود كه مجموع سه هزار و شصت قريه باشد.
و روايت شده كه زنى در زمان داود از خانهاش بيرون آمد و با او بود سه گرده نان و سه رطل[١] جو فقيرى از او چيزى خواست پس سه گرده نان را به آن فقير داد و گفت: جوها را آرد ميكنم و از نانش استفاده مىكنم جوها در ظرفى بود بالاى سرش ناگاه تندبادى وزيد آن ظرف را از بالاى سرش افكند و جوها را پراكنده كرد و همه را باد برد زن از اين واقعه بوحشت افتاد سينهاش تنگ شد بخدمت حضرت داود آمد و جريان را بعرض او رساند. حضرت داود فرمود:
[١] اگر چنانچه خيانت در ترجمه نميشد هرگز مترجم كتاب اين داستان را نقل نميكرد زيرا كه تمام جو آن زن سه رطل بوده است چقدر آن را حيوانات تاجر چنانچه درين داستانست خوردند و چقدر را ديگران و چطور باد آنها را بتاجر رساند. مترجم