إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٦ - باب دهم پاداش عيادت بيمار
و نيز مردى مريض شد باو گفتند خودت را معالجه و درمان كن گفت قوم عاد و ثمود و اصحاب رسّ[١] و مردمانى كه بين اين اعصار بودند دكترهاى متخصص در امراض گوناگون داشتند و داروهاى مؤثر نيز داشتند نه از دكترها اثرى باقيست و نه از بيمارها كسى باقيمانده اگر بنا بود دارو بكلى جلو مرض را بگيرد نه دكترى ميمرد و نه پادشاهى.
باب دهم پاداش عيادت بيمار
حضرت ابى عبد اللَّه ٧ فرمود كه رسول خدا فرموده است: تب جاسوس مرگست و زندان خداست در روى زمين و گرمى تب از دوزخ است و اين بهره هر مؤمنيست از آتش و نيكو دردى است تب هر عضوى از بدن را بهره خودش را از بلا ميدهد و نيست خيرى در كسى كه گرفتار و مبتلا نشود و همانا مؤمن چون يك مرتبه تب كند گناهانش مانند برگ درخت ميريزد.
پس اگر در بستر مرض نالهاى كند آن ناله در حكم تسبيح پروردگار است و اگر فرياد كشد فريادش ثواب
لا اله الا اللَّه
دارد و در بسترش كه از پهلوئى بپهلوى ديگر ميغلطد مانند سربازيست كه در راه خدا شمشير ميزند و اگر در حال مرض عبادت خدا را بكند
[١] قوم عاد امت حضرت هود و قوم ثمود امت حضرت صالح و اصحاب رس امت حضرت شعيب بودند.