إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٥ - باب نهم در فلسفهى مرض
اوست براى مرد درجهايست در بهشت كه بهيچ عملى از اعمال بآن نميرسد مگر بصبر و شكيبائى در بلا و بزرگى پاداش و جزا در برابر بلائى بزرگ و همانا خدا هر گاه بندهاى را دوست دارد او را گرفتار بلاى بزرگى ميكند پس اگر بآن بلا خوشنود و شكيبا بود خوشنودى خدا براى اوست و اگر در مقابل آن بلا و گرفتارى خشمگين و غضبناك بود غضب و خشم خدا براى اوست.
و حضرت فرموده است: اگر مؤمن ميدانست در بلا و گرفتارى و مرض چه فايدهاى براى اوست دوست نداشت كه آنى از مرض جدا شود و نيز فرمود كه مردمان سلامت دوست دارند روز قيامت كه با قيچى گوشتهاى آنان را بچينند بواسطه آنچه كه مىبينند از پاداش و جزاى مردمى كه در دنيا گرفتار بودند.
و حضرت موسى عرض كرد پروردگارا دوست ندارم مرضى را كه بواسطه ناتوانى از آن در عبادت بخل ورزم و نيز دوست نميدارم تندرستى را كه خدا را از ياد من ببرد ولى دوست دارم كه بين اين دو باشم گاهى مريض و گاهى تندرست يك مرتبه مريض شوم كه بياد تو باشم و بارى تندرست باشم سپاسگزارى ترا نمايم.
و روايت شده كه ابى دردا مريض و بيمار شد سپس او را عيادت كردند عيادتكنندگان گفتند از چه شكايت دارى؟ پاسخ داد از گناهانم پرسيدند ميل بچه دارى؟ گفت بآمرزش پروردگارم گفتند نميخواهى برايت دكتر بياوريم گفت دكتر خودش مرا مريض كرده گفتند از او بپرس چرا ترا بيمار كرده؟ گفت پرسيدهام فرموده است من هر چه را اراده كنم انجام ميدهم.