إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٤ - باب بيست و هشتم - ترس از خدا
در حال خوبى و خيرخواهى بود تا وقتى كه براى تو اندرز دهندهاى از طرف نفست باشد و تا زمانى كه شعار تو ترس و بيم و حزن و اندوه باشد اى پسر آدم تو خواهى مرد پس جواب را آماده كن.
و خداى تعالى بموسى وحى فرستاد كه بترس از من در پنهان كه من نگهدارى كنم ترا در لغزشهايت، بياد من باش در خلوت و نهان و هنگام شادمانى لذتهايت كه من ترا ياد كنم هنگام غفلتهايت و خشمت را فرو بر از كسى كه بر او مسلط هستى من هم خشمم را از تو نگهدارم، رازهاى نهان مرا پنهان دار و مدارا كن در آشكارا با دشمن من.
و حضرت صادق ٧ فرمود: دنيا در پيش من مانند مرداريست كه هر گاه ناچار شدم از آن بخورم اى حفص خداى تعالى ميداند كه بندگان عملكنندهاش كيانند و كجا ميروند پس صرف نظر ميكند از ايشان هنگام كردارهاى ناشايستهى آنان بواسطه علمى كه پيشى گرفته بكردارشان و همانا شتاب ميكند كسى كه ميترسد فرصت از دست برود فريب ندهد ترا تاخير مجازات.
بعد حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[١] اين است سراى آخرت كه قرار داديم براى كسانى كه اراده بلند پروازى ندارند در زمين و نه هم خيال تباه كارى و سرانجام نيك براى پرهيزكاران است و حضرت شروع كرد بگريه و مىگفت در پيشگاه اين آيه آرزوها بر باد رفته.
[١] قصص ٨٣.