إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٤٢ - باب چهل و پنجم - دوستى خدا
بتفصيل در كتابهاى علمى ذكر شده.
و بر خردمند سزاوار است كه خويش را ملتزم كند بريشه و دستگيرهى ايمان و خويش را زينت بخشد به پيروى اهل ولايت پس هر كس اين روش را داشت زبانش بذكر خدا گوياست، دلش بفكر و انديشهى فرداست، از مردمان دنيا كنارهگيرى كند و با مردمان شايسته و صالح همنشينى نمايد و بآنان اقتدا كند در ترك دنيا و از زندگى قناعت كند بآنچه كه دارد و بخدا نزديك شود بوسيلهى شايستهترين عملها از قبيل نماز نافله و نيكى كردن ببرادران مؤمن و بر آوردن حاجتهايشان را و پيوند با ايشان و از خود گذشتگى و روزههاى مستحبى و نگهدارى شكم را از حرام و نگهدارى زبان را از سخنهاى زيادى.
و بايد بداند كه همانا خدا او را دوست دارد همچنان كه او خدا را دوست دارد زيرا كه خدا ميفرمايد «وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ»[١] و او مردمان شايسته را دوست دارد پس درين وقت خدا آن بنده را بخودش وانميگذارد بلكه عنايت و توجه خدا شامل حال آن بنده مىشود خداى سبحان فرموده است با من اعلام جنگ بايد بكند هر كس كه بندهى مؤمن مرا آزار كند يا اينكه يكى از دوستان مرا بترساند.
و خداى سبحان ميفرمايد: ترديدى براى من نيست مانند ترديدى كه در گرفتن روح بنده مؤمنم دارم كه او مرگ را ناخوش ميدارد و من خوش ندارم بدى او را.
و از حضرت ابى عبد اللَّه روايت شده كه آن حضرت فرمود: هر گاه
[١] اعراف ١٩٥.