إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٤ - باب سى و چهارم - در قناعت است
كرده باشد و قناعت قرار نميگيرد مگر در دل مؤمنى كه از هم و غم دنيا راحت است قناعت فرشتهايست كه جز در دل مؤمن در جايى قرار نگيرد و رضا بودن بقناعت ريشه پارسائيست و معناى رضا آرامش در مقابل فراهم نبودن خواسته است و خوشنود بودن باندكى از روزى و افسوس نخوردن بر آنچه كه از دست انسان ميرود.
و چنين آمده در تأويل آيهى شريفهى «لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً[١] و همانا روزى ميدهد ايشان را خدا روزى خوب فرموده است: مراد ازين روزى قناعت است زيرا كه معناى قناعت خوشنودى نفس است به آنچه كه از روزى دارد اگر چه آن روزى اندك باشد.
و بعضى از بزرگان گفتهاند كه ثروت و عزّت بخود باليدند و نازش كردند سپس قناعت را ديدند آرام گرفتند.
و روايت شده كه حضرت على ٧ بقصابى گذشت كه گوشتهاى چاق و فربه در دكان داشت مرد قصاب عرضكرد: اى امير المؤمنين ازين گوشتهاى چاق خريدارى كنيد حضرت فرمود: پول همراه من نيست. قصّاب گفت: نسيه ميدهم فرمود من به نخوردن گوشت صبر مىكنم و نسيه نمىبرم.
و خداى تعالى پنج چيز را در پنج چيز قرار داده عزّت را در طاعت ذلت و پستى را در گناه و معصيت، حكمت و دانش را در شكم خالى، هيبت را در نماز شب. و ثروت را در قناعت و در زبور است كه قناعتكننده ثروتمند است اگر چه گرسنه و برهنه باشد و هر كس قناعت كند از مردم زمانش راحت است و آرامش خاطر دارد.
[١] حج ٥٨.