إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٨ - باب پنجم ترك دنيا
گرفتار بجدائى و دورى دوست ديگر ميشوم.
٣- پس هر گاه سالها گذشت از عمر تو و دوستانت براى كوچ كردن تو اولين كوچكنندهاى.
باب پنجم ترك دنيا
از نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و اله روايت شده كه همانا مردم در دنيا ميهمانانند و هر چه در دست آنان است عاريه باشد همانا ميهمان كوچكننده است عاريه هم بصاحبش برميگردد، آهاى مردم همانا دنيا متاعست آماده كه از آن نيك و بد ميخورد ولى آخرت وعدهايست راست كه در آن روز فرمان ميدهد پادشاهى دادگر غالب پس خدا رحم ميفرمايد به هر كس كه بنفس خويش نگاهى كند و آماده براى شب اول قبرش باشد و ريسمانش را بر گردنش افكنده باشد پيش از آن كه مرگ او برسد و آرزويش را قطع كند ندامت و پشيمانى برايش فايدهاى ندارد.
حضرت امام حسن ٧ فرموده: هر كس دنيا را دوست بدارد بيم آخرت از دل او برود و آن كه حرص و آزش در دنيا زياد باشد بهرهاى جز دورى از دنيا ندارد و نيز خشم خدا بر او زياد گردد، انسان آزمند نادان است ولى پارسا قانع است هر دوى اينها خوردنشان يكسان است چيزى از روزى آن دو كاسته نمىشود پس براى چه شتاب در آتش كنيد، خير و خوبى تمامش در يك ساعت شكيبائى و صبر است كه موجب و سبب آسايش دراز و خوشبختى فراوانى مىشود.