إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٣٠ - باب چهل و سوم - ستايش جود و بخشش
نشان ندادى فرمود ما آل پيغمبر نميخواهيم ذلت سؤال را در صورت سائل به بينيم.
و نيز مردى از حضرت حسن بن على ٧ چيزى خواست حضرت پنجاه هزار درهم باو بخشيد و عباى خود را براى كرايه و حمالى پولها باو داد و فرمود جوانمردى اين است كه پول كرايه هم داده شود و گفته شده كه همانا امير المؤمنين روزى گريه كرد از آن حضرت پرسيدند چرا گريه ميكنيد فرمود هفت روز تمام بر ما گذشت و مهمانى براى ما نيامد و خانهاى نساختند مگر اينكه در آن خانه مهمانخانهاى بود و مهمان آدم كريم كريم است.
و چهار خصلت است سزاوار نيست كه مرد از آنها رو برگرداند بلند شدن مرد در مجلس براى پدرش و نشاندن او را بجاى خودش و خدمت كردن مرد براى مهمانش و خدمت كردن عالم براى كسى كه از او چيزى مىآموزد و سؤال كردن از چيزى كه نميداند و آل پيغمبر خودشان مهمان را خدمت ميكردند پس هر گاه مهمان ارادهى حركت و رفتن ميكرد او را كمك نميكردند در برداشتن اثاثيه براى اينكه خوش نداشتند برود.
و بزرگترين بخشش از خود گذشتگى است در صورتى كه شدت احتياج را داشته باشد آنچنان كه آل محمّد صلّى اللَّه عليه و اله هنگام افطارشان نانشان را ايثار كردند و شب را گرسنه بسر بردند سپس خدا آنان را ستايش كرد بنزول سورهى هل اتى.
مصنف اين كتاب فرموده است كه براى بنده سزاوار است كه بخشش و رحمت و مهربانى بر مردم و نيكى بآنان بر او غلبه كند