إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣١٤ - باب چهل و يكم - زيركى و روشن بينى مؤمن
چنين بخودم تزريق كردهام كه اگر دو چشم من از سر من بسر ديگرى منتقل شود حسد نورزم زيرا كه كار از كار گذشته چيزى حز صبر و شكيبائى بجا نمانده زيرا كه خود غم و حسد بعد از اينكه نعمت از دست رفته مصيبت ديگرى است.
خداى شما را رحمت كند آخر كار را در نظر بگيريد كه در آسايش و راحتى باشيد و بفائدهى بزرگى برسيد و آدم خردمند آخر كار را نگاه ميكند و هنگامى كه در مقابل حسد رسيد مىايستد و از آن نميگذرد زمانى كه بر فكر و بر زبانش ذكر خدا غلبه پيدا كرد همانا بنده ديگر حسد نمىورزد وقتى هم براى انجام دادن گناه باقى نمىماند همانا انديشه و ذكر خدا شمشير برندهايست براى سر شيطان جنى و انسى و سپريست كه انسان را از غفلت و بيخبرى نگاه ميدارد و بهترين ذكر آنست كه پنهان باشد.
باب چهل و يكم- زيركى و روشن بينى مؤمن
خداى تعالى درين باب ميفرمايد: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»[١] همانا درين امر نشانهايست براى روشنبينان پيغمبر اكرم فرمود از روشن بينى مؤمن بپرهيزيد كه او با نور خدا نگاه مىكند يعنى بنورى كه خدا باو بخشيده.
و از اويس روايت شده كه چون حيان بن هرم بديدنش رفت
[١] حجر ٧٥.