إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٦ - باب پنجم ترك دنيا
ايستاده و بدنهايشان پوسيده و شهرهايشان خراب، آثارشان در هم شكسته كاخهاى سر بفلك كشيده محكم و متكاهاى رنگارنگ را تبديل به سنگهاى سخت و قبرهاى تارك كه بنايش بر خرابى و نابودى شده و ساختمانش با خاك محكم شده.
قبرها بهم نزديك اما ساكنانش از يك ديگر دورند در ميان محله بيمناكان وحشتزدگان و فارغ بالان و سرگرمان كه انسى بقبرها ندارند با اينكه بيكديگر نزديكند مانند همسايگان رفت و آمد نميكنند چگونه رفت آمد داشته باشند بلاهاى بد آنان را آرد كرده و سنگ و خاك زمين آنان را خورده و گويا شما نيز چنين خواهيد شد و اين خوابگاه شما را گروگان گيرد و آن امانتگاه شما را در آغوش را كشد پس چگونه خواهد بود حال شما هنگامى كه كار شما بپايان رسد و گورستان دگرگون شود.
هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ[١].
اينجا است كه بيابد هر نفسى آنچه را كه پيش فرستاده و بازگردد بسوى خدا كه صاحب اختيار ايشانست بر حق و گمراه گرداند ايشان را خدايان دروغى، ابو هذيل وارد كاخ مأمون شد سپس گفت كه همانا اين كاخ تو جاى سكونت پادشاهانى پيش از تو بود كه نشانههايشان كهنه شد و عمرشان تمام شد و خوشبخت كسى است كه از گذشتهگان اندرز بگيرد.
[١] يونس ٣٠.