إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٩ - باب پنجم ترك دنيا
مردم دو گروهند گروهى دنيا را ميخواهند و طلب ميكنند تا باو برسند نابود ميشوند و گروهى طالب آخرتند تا باو برسند نجات پيدا مىكنند بدان اى مرد هر گاه به آخرت رسيدى آن چه كه در دنيا از دست تو رفته و آن چه را كه از سختيها بتو رسيده زيانى ترا نرساند و نيز سودى ندارد آن چه كه از دنيا بتو رسيده زمانى كه از آخرت محروم باشى.
عمر عبد العزيز بحسن بصرى نوشت كه مرا پند و اندرز ده حسن بصرى نوشته سر آمد آن چه كه ترا شايسته و اصلاح ميكند پارسائى در دنياست و بدان كه پارسائى بستگى به يقين دارد و يقين در فكر است و انديشه، انديشه عبرت گرفتن است پس هر گاه در باره دنيا انديشه كردى مىيابى كه گردآورى تمام دنيا برايت فائدهاى ندارد تا چه رسد بقسمتى از آن نفس و خويش را مىيابى كه گرامى دارى او را به پست كردن دنيا و بيادآورى گفته خداى عز و جل را كه ميفرمايد وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً.
و نامه عمل هر انسانى را بگردنش اندازيم و بيرون آوريم براى او نامهاش را روز رستاخيز باز و گشاده پس همانا بتو عدالت و دادگرى كرده آن كس كه حسابگر تو نفست را قرار داده كه او چنين ميفرمايد: اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً و بخوان نامه خويش را بس است نفس ترا امروز كه