إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٣٥ - باب بيست و سوم - گريهى از ترس خدا
بست تا اشگ بر صورتش اثر نگذارد و بر بالاى آن نمد جارى شود.
و حضرت حسين ٧ فرمود: هر گاه بر پدرم وارد مىشدم ميديدم او را كه گريه ميكند و فرمود: هر گاه پيغمبر باين آيهى از قرآن ميرسيد هنگام خواندن گريه ميكرد «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً[١] پس چگونه باشد وقتى كه بياريم از هر امتى گواهى و ترا بر آنها گواه بياريم.
پس بنگر بسوى گواه كه چطور گريه ميكند و شما كه مشهود ميباشيد چگونه خنده مىكنيد بخدا سوگند اگر نادانى نبود كسى خنده نميكرد چگونه خنده ميكند كسى كه شب را روز و روز را شب ميكند در صوتى كه مالك نفس خويش نيست و نميداند كه فردا روزگار با او چه بازى ميكند نعمتش نابود مىشود يا بلا بر او فرود مىآيد يا اينكه مرگ ناگهانى او را در مىيابد و در پيش رويش روزيست كه كودكان را پير كند و بزرگان مانند مستان باشند و زنان باردار بار خويش بر زمين نهند و اندازهى آن روز از بزرگى هول و بيم پنجاه هزار سال است پس بازگشت ما همه بسوى خداست.
اللهم اعنا على هوله و ارحمنا فيه و تغمدنا برحمتك التى وسعت كل شىء و لا تؤيسنا من روحك و لا تحلّ علينا غضبك و احشرنا في زمرة نبيك محمّد و اهل بيته الطاهرين صلواتك عليه و عليهم اجمعين»[٢]
[١]. ٤٥ نساء
[٢] بار الها يارى كن ما را بر هول و بيم آن روز و رحم كن ما را در آن روز و بپوشان ما را برحمتت آن رحمتى كه بر تمام موجودات گسترش پيدا كرده و ما را از رحمت خود نااميد مگردان و خشم خود را بر ما روا مدار و ما را در رديف محمد و آل پاكش محشور گردان و برانگيز درود تو بر محمد و آل پاكش.