إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٧٢ - باب پنجاه و چهارم پرسشهاى پيغمبر
است؟ عرضكرد بار الها نه. فرمود اما زندگى گوارا آنست كه صاحبش در ذكر من سستى نكند و نعمت مرا از خاطر نبرد و جاهل بحق من نباشد رضا و خوشنودى مرا شب و روز بجويد و اما زنده بودن هميشگى آنست آنچنان نفسش را تربيت كند كه دنيا در نظرش پست و در چشمش كوچك و آخرت در نظرش بزرگ گردد و خواسته مرا بر خواستهى خودش مقدم دارد و رضا و خوشنودى مرا اختيار كند و حق مرا بزرگ شمرد و دانش مرا نسبت بخودش بخاطر سپارد و مرا در شب و روز هنگام انجام دادن هر گناه و نافرمانى فراموش نكند و دلش را از آنچه كه من خوش ندارم دور كند و شيطان و وسوسه او را دشمن دارد و براى شيطان بر دلش راهى قرار ندهد.
اگر چنين كرد دوستى خود را در دلش جايگزين كنم تا اينكه دلش را در اختيار خود قرار دهم و از دنيا باز دارم و سرگرم آخرتش كنم و از نعمتهاى تازهاى كه دوستانم را برخوردار كردهام او را برخوردار كنم و چشم و گوش دلش را باز كنم تا اينكه بوسيله دلش بشنود و نگاه كند بجلال و بزرگى من و دنيا بر او تنگ و لذتهاى دنيا را دشمن دارد و او را از دنيا و هر چه كه در اوست بترسانم همان طور كه چوپان را از چراگاههاى خطرناك و نابودكننده ميترسانم هر گاه چنين شد از مردم فرار ميكند و از سراى فانى بسراى جاويدان منتقل مىشود از خانهى شيطان قدم بخانهى رحمان ميگذارد اى احمد او را به هيبت خودم زينت بدهم پس اين است زندگانى گوارا و حياة جاويدان و اين است مقام آنان كه از خدا راضى باشند.