إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٠ - باب پنجم ترك دنيا
٥- و شب را صبح كند در ميان گورى تنگ در زمين كه تمام ارتش و سربازانش از او دورى كنند.
٦- و چارهاى جز مرگ نيست كه نگهبانان و سربازانش بسوى ديگرى پراكنده كند.
|
و اصبح مسرورا به كل كاشح |
و اسلمه احبابه و حبائبه (١) |
|
|
بنفسك فاكسبها السعادة جاهدا |
فكل امرء رهن بما كان كاسبه (٢) |
|
١- و صبح ميكند در حالتى كه دشمنان او شادمان ولى دوستان او را واميگذارند و ميروند.
٢- با نفس خويش پيكار كن كسب خوش بختى نما پس هر مردى در گرو نفس خويش باشد.
و گفته است كه گروهى از ايشان هر گاه بزنى زيبا نگاه ميكرد چنين مىسرود:
|
يا حسان الوجوه سوف تموتون |
و تلى الوجوه تحت التراب (١) |
|
|
يا ذوى الاوجه الحسان المصونات |
و اجسامها العظاظ الرطاب (٢) |
|
|
اكثروا من نعيمها و اقلوا |
سوف تهدونها لعقر التراب (٣) |
|
|
قد نعتك الايام نعيا صحيحا |
بفراق الاعيان و الاصحاب (٤) |
|
١- اى گروه خوب رويان در آينده نزديكى ميميريد و صورتهاى شما زير خاكها كهنه و پوسيده شود.
٢- اى صاحبان صورتهاى زيبا كه نگهدارى شد و بدنهاى سخت و تازه.
٣- چه نعمت آن بدنها را زياد كنيد و چه كم بزودى بايد در