إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٤٩ - باب چهل و ششم - سخنان على و فرزندانش
بعد فرمود اى نوف شيعيان من بخدا مردمان شكيبا و دانشمند بخدا و دين خدايند، بطاعت و امر خدا عمل ميكنند. هدايتكنندگان بدوستى خدايند، ياوران بندگان خدايند، همنشين پارسايانند.
از اثر شبزندهدارى رنگ چهرههايشان زرد است، چشمانشان از گريه ضعيف است، لبهاىشان از ذكر خدا خشك است، شكمهاىشان از روزه گرفتن به پشت چسبيده، آثار خداپرستى از چهرههاىشان درخشان است، قصدشان گوشهگيرى از مردم است، چراغهاى تاريكىها باشند، گلهاى خوشبوى قبيله و فاميلشان باشند.
هيچ گاه مسلمانى را دشمن ندارند و در جستجوى عيبهاى مردم نيستند شرشان بكسى نميرسد، دلهايشان افسرده است، نفسهاى عفيف و پاك دارند، خواستههايشان سبك است. آنان از مردم در زحمت و رنجند و مردم از آنها در آسايشند، پس ايشان خردمندانى هستند كه افسرده خاطرند، و مردان نجيب و شايستهاند، ايشان رغبتكنندگان بخدا و فراركنندگان از گناهند.
اگر حاضر شوند شناخته نمىشوند و اگر غايب شوند كسى آنان را جستجو نميكند اينان شيعيان پاك منند و برادران گرامى من باشند آگاه باشيد كه چقدر دلباخته و عاشق آنهايم.
و از حضرت على ٧ روايت شده كه رسول خدا فرمود: من درختى هستم كه فاطمه شاخه و على تنه آن درخت، حسن و حسينم ميوهى آن و شيعيان ما شاخههاى كوچك آن درختند و هر بندهاى كه دوست دارد ما اهل بيت را و اعمالى كه ما بجا مىآوريم بجا آورد و