إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٠٩ - باب پنجاهم يكتائى خداى تعالى
خدا از اين داستان خبر داده و ميفرمايد: «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ»[١] آيا نمىبينى كه پروردگارت با اصحاب فيل چه كرد خداوند داستان آنان را با عذابى كه بآنان فرود آمد نقل ميكند كه گروه زيادى داستان را بچشم خود ديدند.
داستان اصحاب فيل را خدا بيان ميكند براى آنان كه ملحدند عادتشان احتجاج و انكار ضروريات است كه پيش از آن عادتشان چنين نبود بلكه در تاريخ چنان داستانى نديده بودند و داستان اين بود كه مرغ فراوانى مىآمد و در منقار هر يك از آنها سنگى بود بعد آن سنگ را بر سر هر يك از آن صد هزار سربازى كه براى خرابى كعبه آمده بود مىانداخت و از پائين آن سرباز بيرون مىشد بطورى كه مانند علف يا كاه خوردهشدهى زير دندان حيوان ميشد و همين طور با تمام سربازان مرغى بود كه سنگ بر فرقش مىافكند و از پائينش بيرون مىآمد پس تمام آنان نابود شدند و اين كار نميشود مگر از صانعى حكيم و دانا و اين كار شايسته نيست مگر از پروردگار جهانيان جل جلاله كه خدائى جز او نيست و او رحمان و رحيم است.
[١] فيل ١