إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٦٠ - باب پنجاه و سوم چگونگى خرد
ابى البشر من مأمور شدم كه ترا بين سه چيز مخير گردانم اختيار و انتخاب كن از آن سه چيز يكى را و دو تاى ديگر را واگذار آدم بجبرئيل گفت آن سه چيست؟ جبرئيل گفت: عقل و حيا و ايمان.
آدم گفت عقل را برگزيدم جبرئيل به حيا و ايمان گفت شما كوچ كنيد و برويد آن دو گفتند ما مأموريت داريم از خرد جدا نگرديم.
(مصنف كتاب) گويد: براى هر سه چيز سرچشمهاى است و سرچشمهى ادب عقل است كه خداوند او را براى شناسائى خود و دين اصل و ريشه قرار داد و براى دنيا و سلطنت ستون است و سبب نجات از گرفتاريهاست و خداوند كمال بندگان را به تكميل عقل قرار داده و مدبر و دور انديش دنيا را عقل قرار داده و بوسيله آن بين بندگانش را با يك ديگر مهربان فرموده با اينكه بين آنان اختلاف نظر و تفاوت هدف و رأى فراوانست.
و خداوند عقل را به هيچ كس امانت نسپرد مگر اينكه او را روزى نجات بدهد و عقل راستگوترين مشورتكننده است و بهترين دوست پند دهنده است و نيكوترين همنشين است و خوب وزيرى است و بهترين عطاهاى پروردگار عقل و خرد است و بدترين آنها نادانى و جهل است بعضى از شاعران گفته است.
|
اذا تم عقل المرء تم اموره |
و تمت اياديه و تم ثناؤه |
|
هر گاه خرد انسان كامل شد كارهايش كامل مىشود و دوستانش او را ستايش كامل كنند.
و رسول خدا فرمود كه عقل نوريست در دل كه بواسطه آن فرق بين حق و باطل گذاشته مىشود و در بيان خداى تعالى آمده است «لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا»[١] تا بترساند آن كس را كه زنده است و مراد ازين
[١] يس ٧٠.