إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٦٨ - باب سىام - شرم از خدا
ترا از نامهى عملت محو كنم و هنگام بازجوئى بر تو سخت نگيرم در روز قيامت و روايت شده كه خداى تعالى ميفرمايد: بندهى من هر گاه خواستى از من شرم كنى و از من بترسى گناه ترا مىآمرزم.
و روايت شده كه مردى كسى را ديد كه بر در مسجد نماز ميگذارد پرسيد چرا در ميان مسجد نماز نميخوانى؟ گفت: از خدا شرم دارم كه وارد خانهاش كردم در صورتى كه نافرمانيش را نمودم و از نشانههاى كسى كه از خدا شرم ميكند اين است كه خود را در كارى نه بيند كه شرم آور است.
و روايت شده كه همانا خدا بحضرت عيسى وحى فرستاد كه يا خودت را اندرز ده يا از من شرم كن كه مردم را اندرز دهى و عمل نكنى نشانههاى مردمان نادان پنج تاست كمى حيا و خشكى چشم و ميل بدنيا و درازى آرزوها و سختى دل، خداى تعالى در قسمتى از كتابهايش فرموده:
بندهى من انصاف ندارد مرا ميخواند و من شرم دارم كه او را رد كنم ولى او نافرمانى مرا ميكند و از من حيا نميكند.
و آخرين درجهى حيا اينست كه دل آب شود بواسطهى اينكه ميداند خدا از كردارش آگاهست و آنى از نظر او پنهان نيست و هر گاه بنده عقيدهاش اين باشد كه خدا در حال نافرمانى او را مىبيند همانا شرم و حياى او اندك است و جاهل بقدرت خداست و اگر هم عقيدهاش اين باشد كه خدا او را نمىبيند مسلّم او كافر است.