إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٨٥ - باب چهل و نهم - ستايش ادب
و ظلم و فساد و قتل و غصب از طرف خداست اراده و تقدير اوست ولى اين فكر غلط مسلم باطل است زيرا كه خداى تعالى ميفرمايد: «وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِ»[١] خدا حكم بحق ميكند و نيز عقيدهى آنان اين است كه ميگويند خداى سبحان فرمان ميدهد بآنچه كه اراده نميكند و مانع مىشود از آنچه كه اراده ميكند و همانا خدا گروهى را فرمان ايمان داده ولى از ايشان اراده كفر كرده در صورتى كه خود خدا ميفرمايد: «وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ»[٢] و خدا براى بندگانش كفر و شرك را نمىپسندد.
اگر بيكى از اينان گفته شود كه تو بچيزى كه نميخواهى فرمان ميدهى و از چيزى كه ميل دارى مانع مىشوى پدر و مادرت هم مانند تو ميباشند ازين گفته در خشم مىشود و بگو بندهاش ميگويد تو مرا نسبت بنادانى و ديوانگى و جهل دادى پس منزه است خدا چقدر حليم است و كريم اگر حلم و رحمت خدا نبود براى اين افتراء زمين بر گويندهاش و كسى كه راضى باين گفته است خشم و غضب مىكرد و كسى خدا را از روى جبر و زور معصيت نكرده و با اكراه و نارضايتى او را عبادت نكرده.
و همانا خدا فرمان عبادت از روى اختيار به بنده داده ولى با ترس او را نهى از گناه نكرده و خدا بر هر دو حالت قدرت دارد و خداى تعالى فرموده است: «وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ»[٣] و رهنمائى كرديم انسان را براه خير و شر يعنى هر دو راه را باو شناسانديم راه خير و شر را
[١] مؤمن ٢١.
[٢] زمر ٩.
[٣] بلد ٩.