إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٤٦ - باب چهل و ششم - سخنان على و فرزندانش
برويش باز مىشود، بعد باب دانش بخدا برويش گشاده مىشود و دورى از مردم اختيار ميكند.
سپس خدا آن بنده را بر كرسى ولايت مىنشاند و با عنايت خودش با او معامله ميكند و او را وارث سراى كرامت قرار ميدهد و پردههاى كورى را از دل و چشمش يكطرف ميزند پس شب را صبح ميكند در صورتى كه بنور خدا نگاه ميكند و غم و غصهى روزى از او برطرف مىشود ديگر باكى از دشمن ندارد از آنجا كه توكل درونش جايگزين است و راضى خوشنود بقسمت الهى است.
و به همين جهت است كه خداى تعالى ميفرمايد «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»[١] آگاه باشيد كه دوستان خدا نه ترسى دارند و نه اندوهگين باشند و از هول و هراس قيامت و آتش دوزخ در امان باشند.
باب چهل و ششم- سخنان على و فرزندانش
حضرت امير ٧ فرمود مباش از آن كسانى كه اميدوار بآخرتند ولى بدون عمل، و توبه را بواسطه آرزوهاى دراز بتاخير مىاندازند در دنيا سخنان زاهدان را گويند ولى كار دنيا طلبان را انجام مىدهند اگر دنيا بوى داده شود سير نمىشود و اگر داده نشود قناعت نمىكند ناتوانست از شكر نعمتهائى كه باو داده شده و از آنچه باو داده نشده
[١] يونس ٦٢.