إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٦ - باب سى و دوم - خضوع و فروتنى
بچند دانه خرما دعوت ميشد، كم خرج بود از نظر زندگى طبيعتى گرامى داشت با مردم خوش برخورد بود چهرهاى بشاش و لبخندى بر لب داشت اما نه اينكه خندان باشد، غمگين بود ولى چهرهاش گرفته نبود، فروتن بود نه اينكه اظهار ذلت و پستى كند، بخشنده بود نه اينكه زياد روى كند.
دلى نازك و مهربان داشت نسبت بتمام مسلمانان، غذاى زياد نميخورد كه باد گلو كند دست طمع بسوى كسى دراز نميكرد، در ستايش او همين بس كه خداى تعالى ميفرمايد: «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»[١]. ترا خلقى بزرگ است.
و خدا بموسى بن عمران وحى فرستاد كه ميدانى چرا ترا براى مناجات و پيغمبرى مردم برگزيدم عرضكرد نه پروردگارا خطاب رسيد كه همانا من بندگانم را آزمايش كردم و نيافتم كسى را كه دلش از تو خاشعتر باشد پس دوست داشتم مرتبهى ترا بلند كنم و بالا برم در ميان مردم زيرا كه من در دلهاى شكسته جا دارم.
و براى شخص خردمند سزاوار است خود را برتر از ديگران نداند و عزت دنيا و آخرت در فروتنى و پرهيزكاريست كسى كه عزّت را از كبر و خودستائى بخواهد پيدا نميكند آن را.
و روايت شده آن دو ملكى كه بر بنده موكلند اگر بنده فروتن و متواضع باشد مقامش را بلند كنند و اگر متكبر باشد او را پست و
[١] قلم ٤.