إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٤١ - باب بيست و پنجم - ستايش گوشهنشينى
بنويسى عرضكردم بلى فرمود بنويس آنچه را كه ميگويم: سپس فرمود:
|
لا تجزعنّ لوحدة و تفرد |
و من التفرد في زمانك فازدد (١) |
|
|
فسد الاخاء فليس ثمة اخوة |
الا التملق باللسان و باليد (٢) |
|
|
و اذا نظرت جميع ما بقلوبهم |
ابصرت ثم نقيع سم الاسود (٣) |
|
|
فاذا فتشت ضميره من قلبه |
وافيت عنه مرارة لا تنفد (٤) |
|
١- از تنهائى و گوشهنشينى جزع مكن و از تنهائى و گوشهنشينى خود توشه برگير.
٢- برادران فاسد شدند و در آنجا برادرى نيست جز چاپلوسى و تملق بوسيله دست و زبان.
٣- اگر بدلهاى تمامشان نگاه كنى در آن دلها خواهى ديد زهرهاى كشندهى مار سياه.
٤- پس هر گاه بازجوئى كنى از دلش ناراحتى تمام نشدنى خواهى ديد.
و كنارهگيرى در واقع دورى از صفتهاى نكوهش شده و بد است و چيزيست كه بواسطه آن علوم و معارف دينى بدست مىآيد كناره مىكند بعد اساس دينش را بر پايهى استوارى بنا ميكند و براى كسى كه از مردم دورى ميكند سزاوار است كه سرگرم ذكر خدا باشد و انديشه كند در آفريدههاى خدا و گر نه گرفتار بلا و فتنه خواهد شد.
اگر چنين شد در پيش او دانشى ميباشد كه وسوسههاى شيطان را از او دور كند و شكى نيست كه درين هنگام خير دنيا و آخرت