إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٠ - باب سى و پنجم - توكل بخدا
يا نه سال بر دوران زندانش افزوده شد.
مردى بمن گفت روزى تو از كجا ميرسد بدو گفتم: «وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ»[١] و از براى خداست گنجينههاى آسمانها و زمين ولى منافقان نمىفهمند.
و مردى را در بيابان ديدند كه خداى تعالى را عبادت مىكند بدو گفتند كه روزى تو از كجاست؟ گفت از خزينهى خداى عزيز عليم بعد بدندانهايش رجوع كرد و گفت آنكه اين آسيا را آفريده گندمش را هم مىرساند.
بدانيد كه توكل جايش دل انسان است ولى تلاش كردن در طلب روزى با توكل مخالف نيست زيرا كه خداى تعالى امر فرموده به سعى و كوشش در طلب روزى بقول خودش كه مىفرمايد: «فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ»[٢] پس سير و گردش كنيد در اطراف زمين و بخوريد از روزى خدا و برگشت شما بسوى اوست.
عربى وارد مسجد پيغمبر شد حضرت بدو گفت شترت را بستى عرضكرد نه توكل بر خدا كردم حضرت فرمود شتر را به بند و توكل بر خدا هم بكن خدا پيغمبر و يارانش را دستور توكل داده در آنجا كه مىفرمايد: «خُذُوا حِذْرَكُمْ»[٣] سلاح جنگى را با خود برداريد و يكى از دروغهاى بزرگ اين است كه مرد بگويد توكل بخدا مىكنم ولى دلش در جاى ديگر باشد و از خدا خوشنود نباشد زيرا كه توكل تسليم بودن بخدا و قطع ارتباط از غير اوست.
[١] منافقون ٧.
[٢] ملك ١٤.
[٣] نساء ٧٣.