إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩١ - باب سى و پنجم - توكل بخدا
پس حقيقت توكل اكتفا و اعتماد بر خداست و براى توكلكننده سه درجه است ١- ارتباط بخدا ٢- تسليم شدن بخدا ٣- راضى بودن بقضاى الهى آن كس كه اين درجات را دارا باشد دلش بوعدهى خدا آرامش پيدا مىكند و به تدبير او اكتفا مىكند و بفرمانش راضى مىشود.
و نقل شده كه بمردى گفتند چرا كسب و تجارت را واگذاردى گفت چون كفيل خرجم را با اطمينان يافتم.
و نيز روايت شده كه خداى تعالى مىفرمايد: هر كس بمن پناه آورد آسمان و زمين را ضامن رساندن روزى او قرار دهم اگر مرا بخواند جوابش دهم اگر چيزى از من بخواهد باو مىبخشم و اگر كفايت امورش را از من بخواهد كارش را بسامان رسانم.
محمّد بن عجلان گفت فقر و تنگدستى بزرگى بمن رو آورده قرض دار شدم طلب كارم اصرار زياد در مطالبهى طلبش كرد و منهم درين حال تنگدستى دوستى نداشتم كه درين باب باو مراجعه كنم رفتم پيش حسن بن زيد كه امير مدينه بود و كمى شناسائى بين من و او بود در بين راه محمّد بن عبد اللَّه نوه امام باقر ٧ مرا ملاقات كرد سپس گفت بمن رسيده كه تو تنگدست و فقيرى از كه اميدوارى كه تنگدستى ترا برطرف كند گفتم به حسن بن زيد اميدوارم گفت درين شرائط او حاجت ترا بر نياورد برو پيش كسى كه قدرتش از همه بيشتر است و از تمام مردم بخشندهتر است.
زيرا من شنيدم كه عمويم جعفر بن محمّد ٧ ميفرمود: خدا بسوى