إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٠ - باب هشتم گذشت عمر
تعالى كه ميفرمايد: وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا[١] و بدرستى كه از پيرى در نهايت ناتوانى رسيدهام يعنى از شصت سال تجاوز كردم.
و روايت شده كه فرياد ميزند اى مردمان شصت ساله خود را در شما مردگان بياوريد و گروهى از بزرگان گفتهاند همانا كسى كه خود را باول شصت سال برساند مرگ او نزديك مىشود و بعضى از شاعران چنين سرودهاند:
|
تزوّد من الدنيا فانك لا تبقى |
و خذ صفوها لمّا صفت ودع الزّلقا (١) |
|
|
و لا تأمنن الدهر انى امنته |
و لم يبق لى خلّا و لم يبق لى خلفا (٢) |
|
و ديگرى گفته است
|
تزوّد من الدنيا فانك راحل |
و بادر فان الموت لا شكّ نازل (٣) |
|
|
و انّ امرء قد عاش ستين حجة |
و لم يتزوّد للمعاد فجاهل (٤) |
|
١- از سراى دنيا توشه برگير زيرا كه در آن باقى نمىمانى و خوشيهايش را بگير ولى لغزشش را واگذار.
٢- و از روزگار ايمن مباش، همانا من خويش را ايمن دانستم كه نه دوست و نه جانشينى برايم باقى گذارد.
٣- زاد و توشه از دنيا بردار زيرا كه تو كوچكنندهاى و شتاب
[١] مريم ٩.