إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦٩ - باب پنجم ترك دنيا
ثروت است يا جدائى دوست.
٢- و همانا مرديكه دنيا را تجربه كرد نمىترسد از دگرگونى دو روز دنيا.
٣- او مرگست كه كسى از چنگ او نجات پيدا نميكند ولى مراحل بعد از مرگ دردناكتر است و ميترسم.
و ديگرى گفته:
|
اذا الرجال كثرت اولادها |
و جعلت اوصى بها يعتادها (١) |
|
|
و اضطربت من كبر اعضادها |
فهى زروع قد دنا حصادها (٢) |
|
بزرگى گويد به كاخ ستمگرى كه بخود و سلطنتش مغرور بود عبور كردم پس صداى هاتفى را شنيدم كه ميگفت:
|
و ما سالم عما قليل بسالم |
و ان كثرت احراسه و مواكبه (٣) |
|
|
و من يك ذا باب سديد و حاجب |
فعما قليل يهجر الباب حاجبه (٤) |
|
|
و يصبح في لحد من الارض ضيقا |
يفارقه اجناده و مواكبه (٥) |
|
|
و ما كان الا الموت حتى تفرقت |
الى غيره احراسه و كتائبه (٦) |
|
١- زمانى كه فرزندان مرد فراوان شود و آنان وصى و جانشين او قرار داده شوند.
٢- و كاخ قدرت وجوديش از پيرى بلرزه در آيد پس آن مانند كشتى است كه هنگام دروش رسيده.
٣- و سلامت نمىماند از مرگ هيچ سلامتى اگر چه پاسبانان و نگهبانان فراوان داشته باشد.
٤- و هر كه صاحب كاخ و دژبان باشد طولى نميكشد كه همان دژبانان از او دورى كنند.