إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٢ - باب سى و سوم - نكوهش غيبت و سخن چينى
گمراه مىنمايد در نتيجهى سخنى كه باو رسانده و شخص نمّام سخن را انتشار ميدهد.
خداى تعالى اصلا باب سخنچينى را بسته و منع فرموده كه سخن او را بپذيريد چنانچه ميفرمايد:
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ[١] اگر فاسقى خبرى آورد تحقيق كنيد و زود باور مكنيد كه از روى نادانى مردمى را برنج اندازيد بعد هم پشيمان شويد درين آيه نمّام فاسق ناميده شده و نيز دستور داده كه حرف او را قبول نكنيم مگر پس از بررسى و تحقيق يا بعد از اقرار به سخن چينى و نيز آن كس را كه حرف سخن چين را بپذيرد جاهل و نادان شمرده.
مردى بحضرت على بن الحسين ٧ عرضكرد كه فلان شخص در بارهى شما چنين و چنان ميگويد حضرت باو فرمود: كه حق برادرى برادرت را بجا نياوردى با اينكه او ترا امين دانست تو در بارهى او خيانت كردى و نيز احترام ما را هم نگاه نداشتى زيرا كه ما از تو سخنى شنيديم كه نياز و احتياجى به شنيدن آن نداشتيم آيا نميدانى كه سخن چينان سگهاى دوزخند ببرادرت بگو مرگ براى همهى ماست و قبر ما را در برگيرد روز قيامت وعدهگاه ماست خدا در آن روز بين ما قضاوت كند.
مردى از نمايندگان مأمون بدو نوشت كه فلان نمايندهى تو مرده و يك هزار دينار از او بجا مانده وارثى جز طفلى صغير ندارد اجازه ميفرمائيد اموال را بنفع شما ضبط كنم فقط باندازه احتياج
[١] حجرات ٦.