إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٠ - باب سى و سوم - نكوهش غيبت و سخن چينى
كند اول بياد عيبهاى خود باشد پس از يادآورى آنها را ريشه كن كند و از آنها طلب آمرزش از خدا كند و بر شما باد بذكر خدا كه شفاست و بپرهيزيد از عيبجوئى مردم كه درد است.
حضرت عيسى بن مريم با همراهانش به مردار سگى برخوردند همراهان عرضكردند: اين مردار چقدر گنديده است حضرت عيسى فرمود: چقدر دندانهايش سفيد است كنايه از اينكه زبانش جز بخوبى و خير باز نشد.
غيبت اين است ياد كنى برادرت را بچيزى كه اگر بشنود آن را ناخوش داشته باشد چه آن يادآورى مربوط به نقص بدنى او باشد يا از نظر حسب و نسب يا بستگى بخلقت و كردار و دين و دنيايش داشته باشد حتى اگر از نظر وضع لباس هم باشد غيبت است.
و حضرت فرمود: و حدّ غيبت اين است كه بگوئى در بارهى برادرت چيزى را كه در او باشد اگر عيبى در او نباشد و بگوئى آن بهتان است بر او و آن كس كه در مجلس غيبت حاضر است و غيبتكننده را نهى نمىكند شريك تو است در آن غيبت و آنكه مانع از غيبت شود آمرزيده است.
و حضرت فرمود كسى كه آبروى مؤمنى را نگهدارد بر خداست كه او را از آتش آزاد كند.
و فرمود خوشا بحال كسى كه از عيبجوئى مردم صرف نظر كند و سرگرم عيبهاى خودش باشد و آنچه سبب غيبت مىشود خشم و حسدى است كه در سينه است هر گاه مردم خود را از اين دو حفظ كردند غيبت مردم را كمتر ميكنند و رسول خدا فرمود: كه همانا براى دوزخ