إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٦٥ - باب پنجاه و چهارم پرسشهاى پيغمبر
بندهاى كه روزى امروزش را دارد و همت براى بدست آوردن روزى فردايش گمارده و در شگفتم از بندهاى كه نميداند كه من از او راضيم يا بر او خشمگين ولى مىخندد اى احمد در بهشت كاخى است از لؤلؤ بالاى لؤلؤ و در بالاى دژ در آنجا نابودى نيست و در آن قصرها جاى بندگان خاص من باشد كه بآنان نظر و توجه ميكنم در هر روزى هفتاد مرتبه پس با آنان سخن ميگويم هر مرتبهاى كه بآنان توجه كنم كاخهاى آنان را هفتاد برابر كنم.
و هر گاه اهل بهشت بغذا و آشاميدنى لذت بر ندايشان بذكر من و سخن گفتن با من لذت برند پيغمبر عرضكرد پروردگارا نشانه اينان چيست؟ فرمود ايشان هميشه زندانى باشند زبانهايشان حبس باشد از سخن گفتن بيهوده و شكمهايشان خاليست از غذاى حرام.
اى احمد دوستى خدا دوستى با فقيرانست و نزديك شدن بآنان و از فقيران كسانى باشند كه باندك راضى هستند و بر گرسنگى شكيبا و صابرند و سپاسگزارند بر زندگى گوارا و از گرسنگى و تشنگى شكايت نمىكنند با زبانشان دروغ نگويند و بر پروردگارشان خشمناك نباشند و بر آنچه از دست دادهاند افسرده خاطر نمىشوند و بآنچه كه بدست آرند شادمان نمىباشند.
اى احمد دوستى من دوستى فقيرانست، به فقيران و مجلسشان نزديك شو كه ترا بخودم نزديك ميكنم و از ثروتمندان و مجلسشان دور شو زيرا كه فقيران دوستان منند.
يا احمد لباسهاى نرم مپوش و غذاهاى رنگارنگ مخور و بالاى