إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٠ - باب سيزدهم سبقت در عمل
برايت بجا گذاشتم.
فرزند ميگويد پدرم راست و درست ميفرمايى خواسته شما چيست؟ پدر ميگويد: پسرم همانا ميزان عمل و كردارم سبك است گناهم از ثوابم بيشتر است فرشتگان گفتهاند اگر يك حسنه ديگر داشته باشى ميزان خوبيها از بديها سنگينتر مىشود هم اكنون خواهش من از شما اين است كه يك حسنه از كردار نيك خويش بمن ببخشى تا ميزان خوبيهايم بواسطه همان حسنه سنگين شود امروزى كه خطرش بزرگ است.
فرزند بپدر ميگويد نه بخدا حاضر نمىشوم پدر جان خود من هم ميترسم كه كفه گناهانم سنگين و كفه كارهاى نيك من سبك باشد من قدرت اين كه چيزى بتو ببخشم ندارم سپس پدر ميرود در حالى كه پشيمان و گريانست بر آن خوبيها كه بفرزندش در دنيا كرده.
و همين طور مادر ملاقات ميكند فرزندش را درين روز و ميگويد پسرم آيا رحم من جايگاه تو نبود؟ ميگويد بلى اى مادر آيا پستانم براى تو وسيله آشاميدنى نبود؟ ميگويد بلى مادرم سپس مادر ميگويد پسرم گناهانم سنگين و فراوانست از تو ميخواهم كه يكى از گناهانم را تو تحمل كنى و بپذيرى تا سبكبار شوم.
ميگويد اى مادر از من دور شو همانا من سرگرم نفس و حساب خودم باشم سپس اشكريزان از پسر جدا مىشود اين است تأويل گفته خداى تعالى فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ و مرد هم بهمسر متوسل مىشود و ميگويد فلانى من چطور همسرى بودم براى تو در دنيا؟ زن