جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٠٩ - غزل ٥٢٢ اكنون كه زگل، باز چمن شد چو بهشتى
بود.) را نديدهاى، و «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي، فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً، وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى. قالَ: رَبِّ! لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى، وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً؟ قالَ: كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا، فَنَسِيتَها، وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى»[١]: (وهركس از ياد وذكر من روى بگرداند، مسلّماً زندگانى سختى براى او خواهد بود، ودر روز قيامت كور ونابينا محشورش مى نماييم. مىگويد: پروردگارا! چرا مرا كور ونابينا محشور نمودى، با اينكه [در دنيا] بينا بودم؟ [خداوند] مىفرمايد: چنانكه آيات ونشانههاى روشن ما آمد وتو فراموشش نمودى، امروز نيز اينچنين فراموش مى شوى [ما فراموشت مىكنيم].) را نخواندهاى.
|
بر خاكِ دَرِ خواجه، كه ايوان جلال است |
گر بالش زَرْ نيست، بسازيم به خشتى |
|
اى زاهد! راهى كه اختيار نمودهام طريقه عالَم محمّد مصطفى ٦ است كه جلال وعظمت پروردگار در او ظهور نمود، از آن سر باز نخواهم زد وبر آن ثابت قدم خواهم بود، حضرت دوست پيروى از او را بر امّتش فرض فرموده؛ كه: «وَ أَطِيعُوا اللَّهَ، وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ، فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ»[٢]: (واز خداوند ورسول اطاعت نماييد، پس اگر پشت كنيد، تنها تبليغ ورساندن آشكار بر [گردن] رسول ما مى باشد.) ونيز: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ، وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ، وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»[٣]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هنگامى كه خداوند ورسول شما را براى آنچه كه مايه حيات وزندگانى شماست فرا مى خوانند، بپذيريد واجابت نماييد، وبدانيد كه همانا خداوند ميان انسان ودلش حائل مى شود [واينچنين به شما نزديك است] وتنها به سوى او محشور مى شويد.) وتبعيّت از وى را بر خود لازم مى دانم اگرچه به فقر ظاهرى (همان گونه كه در صدر اسلام، صحابه آن حضرت ٦ چنين بودند) مبتلا باشم.
[١] - طه: ١٢٦- ١٢٤.
[٢] - تغابن: ١٢.
[٣] - انفال: ٢٤.