جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٢٨ - غزل ٥٢٥ اى پادشه خوبان! داد از غم تنهايى
|
در دايره قسمت، ما نقطه پرگاريم |
لُطفْ آنچه توانديشى، حكمْ آنچه تو فرمايى |
|
معشوقا! ديدار تو رزقى است مقسوم، هركس را نصيب نگردد؛ كه: «اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ، يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ، وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ»[١]: (خداوند نسبت به بندگانش مهربان ونوازشگر است، هركس را بخواهد روزى مى بخشد، واوست نيرومند ارجمند.) ويا اينكه: «وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ، وَ ما تُوعَدُونَ»[٢]: (رزق وروزى شما وآنچه كه به شما وعده داده مى شود، تنها در آسمان [و در عالَم برتر از اين جهان و در نزد خدا] مىباشد.) ونيز: «أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ»[٣]: (براستى كه خداوند رزق وروزى را براى هركس كه بخواهد گشاده وگسترده، ويا تنگ واندك مى گرداند.) وما چون نقطه وسط پرگاريم، اگر حضرت دوست بر ما قسمتى از مشاهدهاش را نوشته باشد، به آن نايل خواهيم شد وگرنه بىبهره مى باشيم؛ اينجاست كه بايد تن به قضاى او دهيم؛ كه:
٣٤٩٩
«ألْحَمْدُللَّهِ الَّذى لَيْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ، وَلالِعَطآئِهِ مانِعٌ.»
[٤]: (حمد وسپاس خدايى را كه چيزى نمى تواند قضا واراده حتمىاش را برگردانده، واز عطا وبخشش او جلوگيرى نمايد.)؛ لذا مى گويد:
|
فكر خود و راى خود، در عالم رندى نيست |
كفر است در اين مذهب، خودبينى وخودرايى |
|
خودبينى وخودرأيى از صفات بندگان واقعى ورندان نمى باشد، ايشان چشم به مشيّت حضرت دوست دوختهاند، نه خواسته خود؛ «كفر است در اين مذهب، خودبينى وخودرايى»؛ در جايى مى گويد:
|
نصيحتى كنمت، بشنو وبهانه مگير |
هر آنچه ناصحِ مشفق بگويدت، بپذير |
|
[١] - شورى: ١٩.
[٢] - ذاريات: ٢٢.
[٣] - روم: ٣٧.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٣٣٩.