جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢٥ - غزل ٤٩٦ تاب بنفشه مى دهد، طره مشكساى تو
|
من كه ملول گشتمى، از نَفَسِ فرشتگان |
قال ومقال عالَمى، مىكشم از براى تو |
|
معشوقا! دعا ونَفَس فرشتگان عالم قدس، ويا برجستگان عالم طبيعت باعث شد كه براى وصال وديدارت بتوانم از ملالت راه وقال ومقال بدگويان نهراسم؛ كه:
«الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ، يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا؛ رَبَّنا! وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً، فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ، وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ، رَبَّنا! وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ، إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ ...»[١]: (فرشتگانى كه عرش را حمل مى نمايند وفرشتگانى كه پيرامون وگرداگرد آن هستند، با حمد وسپاسِ پروردگارشان، او را تسبيح وبه پاكى ياد نموده وبه او ايمان آورده وبراى كسانى كه ايمان آوردهاند، آمرزش مى طلبند، [مىگويند:] پروردگارا! رحمت وآگاهىات هر چيزى را فراگرفته، پس آنان را كه توبه نموده واز راهت پيروى نمودند، بيامرز، واز عذاب دوزخ نگاهدار. بار پروردگارا! وايشان وپدران وهمسران وفرزندان صالح وشايستهشان را در بهشتهاى جاودان كه وعدهشان دادى، داخل بگردان. براستى كه تنها تويى عزيز وارجمند وحكيم وفرزانه، وايشان را از بديها وسيّئات نگاهدار ....)[٢].
ويا بخواهد بگويد: سخن ملائكه كه: «أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ؟!»[٣]: (آيا كسى را در زمين قرار مى دهى كه در آنجا تباهى نموده وخونها ريزد؟) براى من ملالت آورد از اينكه بتوانم قدم در راه گذارم؛ ولى «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»[٤]: (براستى كه جانشينى براى خود در زمين قرار مى دهم.) وهمچنين: «إِنِّي أَعْلَمُ
[١] - غافر: ٩- ٧.
[٢] - معناى اوّل بيت كه اينجا تمام شد، بنابراين مى باشد كه قسمت اوّل مصرع اوّل، جداى از قسمت دومش خوانده شود، وقسمت دوّم به مصرع بعد متّصل خوانده شود.
[٣] - بقره: ١٠.
[٤] - بقره: ٣٠.