جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٢٩ - غزل ٥٢ خوشتر ز عيش و صحبت باغ و بهارچيست
چنانچه حضرت محبوب، اشتباه و خطا و گناهان بندگان را به حساب آورد، پس «معنىّ عفو و رحمتِ پروردگار چيست؟» كه فرمود: «وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ، وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً، وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ، وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ.»[١]: (و بنا و شيوه پروردگارت براين نيست كه آباديها را در حالى كه اهل آنها نيكوكار باشند، نابود سازد. و اگر پروردگارت مى خواست، همه مردم را امّت واحد قرار مى داد. ولى آنان همواره گوناگون و مختلف هستند، مگر كسى كه پروردگار تو مشمول رحمت خويش گرداند. و براى همين ايشان را آفريد.- از امام صادق ٧ از معناى «وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ، وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» مىپرسند، حضرت در پاسخ مى فرمايند:
٤٠٣
«خَلَقَهُمْ لِيَفْعَلُوا ما يَسْتَوْجِبُونَ بِهِ رَحْمَتَهُ فَيَرْحَمَهُمْ.»
[٢]: (خداوند ايشان را آفريد تا كارهايى را انجام دهند كه به آن مستحق رحمت او گردند، و در نتيجه خداوند آنان را مشمول رحمت خويش گرداند.).
خلاصه بخواهد با اين بيان بگويد: محبوبا! اگر بديهاى من سبب هجرانم گرديده، مرا ببخش و باز ديدارت را نصيبم گردان؛ كه:
٤٠٤
«إلهى ... وَإنْ أوْحَشَ ما بَيْنى وَبَيْنَكَ فَرْطُ العِصْيانِ وَالطُّغْيانِ، فَقَدْ آنَسَنى بُشْرَى الغُفْرانِ وَالرّضْوانِ، أسْأَلُكَ بِسُبُحاتِ وَجْهِكَ وَبِأنْوارِ قُدْسِكَ، وَأبْتَهِلُ إلَيْكَ بِعَواطِفِ رَحْمَتِكَ وَلَطآئِفِ بِرِّكَ، أنْ تُحَقّقَ ظَنّى بِما اؤَمِّلُهُ مِنْ جَزيلِ إكْرامِكَ وَجَميلِ إنْعامِكَ فِى القُرْبى مِنْكَ وَالزُّلْفى لَدَيْكَ وَالتَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ إلَيْكَ.»
[٣]: (معبودا! ... و اگر زياده روى در نافرمانى و سركشىام موجب جدايى ميان من و تو شده، بى گمان مژده آمرزش و خشنودىات با تو آشنايم ساخته، به انوار [و يا عظمت] وجه [و اسماء و صفات] و به انوار قدست از تو درخواست نموده، و به عواطف مهربانى و لطائف احسانت تضرّع و التماس مى نمايم، كه گمان مرا به آنچه از بخشش فراوان و انعام.
[١] - هود: ١١٧- ١١٩.
[٢] - وسائل الشيعه، ج ١، ص ٦٢، از روايت ٧.
[٣] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٥.