جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣ - حال ببينيم خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى كيست؟
سَمْعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذى يَبْصُرُ بِهِ ....»
[١] را مصداق گشته است.
خواجه، شيعه اى است كه رسول اللَّه ٦ و اهل بيت : را به مقام نورانيّت[٢] شناخته، و اين مطلب را در ابيات[٣] رسايش نسبت به ايشان گنجانيده است.
خواجه، يگانه زمانى است كه بعد از وى اهل كمال و معرفت او را ستوده و ارباب شعر و سخن در مدح گفتار و غزليات و مقام و منزلت معنوى او غزلياتى سرودهاند، از جمله عارف و محدّث و متتبّع با عظمت، مرحوم ملّامحسن فيض كاشانى كه مى فرمايد:
|
اى يار! مخوان ز اشعار، الّا غزل حافظ |
اشعار بود بيكار، الّا غزل حافظ |
|
|
در شعر بزرگان جمع، كم يابى تو اين هر دو |
لطف سخن و اسرار، الّا غزل حافظ |
|
|
استاد غزل سعدى است نزد همه كس، ليكن |
دل را نكند بيدار، الّا غزل حافظ |
|
|
صوفيّه[٤] بس گفتند، دُرهاى نكوسُفتند |
شيرين نبوداى يار! الّا غزل حافظ |
|
|
آنها كه تهيدستند، از گفته خود مستند |
كس را نكند هشيار، الّا غزل حافظ |
|
|
غوّاصِ بحار شعر، نادر به كَفش افتد |
نظمى كه بُوَد دُربار، الّا غزل حافظ |
|
|
شعرى كه پسنديده است، آن است كه آن دارد |
آن نيست به هرگفتار، الّاغزل حافظ |
|
|
اى فيض تتبّع كن طرز غزلش، چون نيست |
شعرى كه بود مختار، الّا غزل حافظ[٥] |
|
و همچنين مرحوم حكيم متألّه حاج ملّا هادى سبزوارى مى گويد:
|
هزاران آفرين بر جان حافظ |
همه غرقيم در احسان حافظ |
|
[١] - الجواهر السنية، ص ١٢١- و گوش او مى شوم كه با آن مى شنود، و چشم او كه با آن مى بيند ....
[٢] - براى آشنايى با معناى مقام نورانيّت، به رساله« جلوه نور»، و رساله« فروغ شهادت» از نويسنده رجوع شود.
[٣] - قصيده اوّل ديوان حافظ، چاپ قدسى، و غزل ٣١، ص ٥٩، و غزل ٣٦، ص ٦٢ و غزل ٢١١، ص ١٧٦، و غزل ٣٠٥، ص ٢٣٨.
[٤] - برگزيدگان.
[٥] - ديوان مرحوم فيض كاشانى، ص ٢١٩ و ٢٢٠.