جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢ - حال ببينيم خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى كيست؟
قيامت انفسيه مشاهده نموده است.
خواجه، زنده جاويدى است كه مشيّتِ «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ»[١] شامل حالش گرديده، و از منزلتِ «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ، فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً»[٢] برخوردار شده است؛ «وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ»\*[٣]، و گمگشتگان عالم طبيعت و شيفتگانِ بحر موّاج ربوبى را با كلمات شاعرانه و دلنشين خود بيدارى بخشيده و به «ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»[٤] رهنمون مى باشد.
خواجه، عاشق دلباخته اى است كه «يُحِبُّهُمْ»[٥] او را به «يُحِبُّونَهُ»[٦] كشانده، و عمر خويش را بر سر اين نهاده تا ديده دلش به مشاهده «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[٧] روشن گرديده، و مشكاة وجود خود را به انوار الهى مستغرق ديده و به عنايت الهى در زمره «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ»[٨] وارد شده است.
خواجه، عارفى است كه عقل او سرتاسر معرفت گشته، كه
٢٦٢
«وَلَأَسْتَغْرِقَنَّ عَقْلَهُ بِمَعْرِفَتى.»
[٩] و حق تعالى به جاى عقل او نشسته، كه
٢٩٦٥
«وَلَأَقُومَنَّ لَهُ مَقامَ عَقْلِهِ.»
[١٠] و
٤٥٥
«كُنْتُ.
[١] - بقره: ٢٦٩- خداوند، حكمت و فرزانگى را به هركس بخواهد، عنايت مى فرمايد.
[٢] - بقره: ٢٦٩- و هركس كه حكمت و فرزانگى به او عنايت شده، بى گمان خير و خوبى فراوانى به او عطا شده است.
[٣] - نحل: ١٢٥- و جز صاحبان عقل و خردمندان واقعى متذكّر نشده و به ياد نمى آورند.
[٤] - نحل: ١٢٥- با حكمت و پند نيكو[ مردم را] به سوى پروردگار خويش دعوت نما.
[٥] - مائده: ٥٤- خداوند، ايشان را دوست مى دارد.
[٦] - مائده: ٥٤- ايشان، خداوند را دوست مى دارند.
[٧] - نور: ٣٥- خداوند، نور و روشنايى آسمانها و زمين است.
[٨] - نور: ٣٥- خداوند هركس را بخواند به نور خويش رهنمون مى شود.
[٩] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٤٠- و بىگمان عقل او را غرقه معرفت و شناخت خويش مى گردانم.
[١٠] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٤٠- و حتماً خود به جاى عقل او قرار مى گيرم.