جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٠٩ - غزل ٥٠ به جان خواجه و حق قديم و عهد درست
آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها.»[١]: (و همه اسماء [خود] را به آدم آموخت.)، و اوست كه از من اخذ ميثاق نمود؛ كه: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ: أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟!»[٢]: (و [يادآور] هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، نسل و فرزندان ايشان را برگرفته و خودشان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟!- من «بَلى، شَهِدْنا.»[٣]: (بله، گواهى مى دهيم.) گفتم، و اوست كه مرا بر فطرت توحيدم خلق نمود و فرمود: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ.»[٤]: (پس راست و استوار، روى و تمام وجود خود را به سوى دين برپادار، همان سرشتى كه خداوند مردم را برآن آفريد، هيچ دگرگونى در آفرينش خدا نيست، اين همان دين استوار و برپا دارنده [و مايه قِوام مصالح دنيوى و اخروى و معنوى مردم] است، وليكن بيشتر مردم [به اين حقيقت] آگاهى ندارند.).
و يا منظور از «مرشد عشق»، رسول اللَّه ٦ باشد. بخواهد بگويد: زاهدا! مرا در فريفتگى و عشق ورزى به محبوب صاحب جمال و كمالم سرزنش مكن؛ زيرا راهنماى من به او، رسول اللَّه ٦ است كه (از لسان محبوبم) فرمود: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ.»[٥]: (و آنان كه ايمان آورده اند محبّت شديدتر و افزونترى به خدا دارند.- نيز فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا.»[٦]: (براستى كه هرچه زودتر خداوند بسيار مهربان، براى آنان كه ايمان آورده و كردارهاى شايسته انجام مىدهند، مهر و عطوفتى [نسبت به خود، و يا در دل ديگران.
[١] - بقره: ٣١.
[٢] ( ٢، ٣) اعراف: ١٧٢.
[٣] ( ٢، ٣) اعراف: ١٧٢.
[٤] - روم: ٣٠.
[٥] - بقره: ١٦٥.
[٦] - مريم: ٩٦.